تبليغاتX
فانوس...
فانوس...
سفر به دل
فانوس...
خانه | آرشيو | ايميل


شايدمن در خودم زند گي نكردم شايدزند گي ديگران رازيسته ام اين زندگيست
كه از زندگي هاي ديگران ساخته شده است چرا كه شاعر زنده گي هاي بسيار دارد

نرودا
امکانات و ابزارها
نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
دیوار ها

سکوت بشکنید

هرچند گوش تان پر از شنیدن است

با شما ترانه را سرودم

روی خشت خشت تان نقش  یاد گار روزگار را کشیدم

شما چه بیصدا

دیوار ها

حصار تان میشکنم تا رها شوم

میروم به ناکجا

که از خودم جدا شوم        

 

 


[ ]
+
خواب من راست است

تعبیر تو چپ است

تردید مکن

من خودم را باور دارم


[ ]
+
تا  بهار شد

آفتاب دست یخ زده زمین فشرد

دل زمین گرم وسبز شد

کوچه ها

عطر  اقاقیا نفس کشید

هر بهار تا رسید

بهار های عمر من گرفت ورفت

با بهار میروم

روز سیزده هم بدر میشوم

سبزه ها را لمس میکنم

میروم شگفتن گل سرخ انتظار میکشم

رقص ماهی ها زیر نور ماه نگاه میکنم

میروم وترجمان عشق میشوم

تا اگر خدا خواست شاعر شوم

 


[ ]
+
در سکوت من صدا است سخت سنگم نیستم

گرچه دانستم چند خس رو سر هم نیستم

دست من گیرید ماهی ها به دریا ها برید

نیست قلاب بدستم اهل جنگم نیستم

سوی صحرا رفتم آهو ها فراری گشته

آ!!آهو ها نترسید  من كه آدم نیستم

سبز سازیدم درختا جمع تان جمعم کنید

من نمیسوزم شما ابلیس جهنم نیستم

کودکان نقش مرا با یک رنگ تصویرم کنید

مثل یک رنگین کمان در چند رنگم نیستم


[ ]
+
خانه روي آب

بام از باران

پنجره در با د

روز ها بی هور

ماه شب ها کور

آب خورديم شور

نان مان آجر

رهروان  راه می دیدند و  میرفتند

عصر شان آهن

جاي دل شان سنگ

 


[ ]
+
تب و تاب

دست بكش از دل داغم تبم ميسوزد

جنگل آتش زد تا خشك وترم ميسوزد

آه اين چشمه جاري اگر مي خشكد

تك درختم كه برگ وثمرم ميسوزد

ميروم واژه واژه به هم ميبافم

مخمل سرخ سر انگشت ترم ميسوزد

نيك گفتارم پندارم كردارم نيك

گرد آتشكده فانوس شبم ميسوزد

ميشكنم با قلمم حلقه تنهايي را

شاعرم در تن شعرم غمم ميسوزد

ككككككگ


[ ]
+
سیاه وسفید

مردان آزاده مردی نفروشید

این گوهر هستی را دستی نفروشید

در مایه ی بی مایه مستی نکنید هرگز

پروازی بلندی را پستی نفروشید

با سرخ قدمها شان رفتند به راه سبز

این باور سبزینه نقدی نفروشید

اندیشه آزادی میراث بیک نسل است

این راه سپیدی  را سیاهی نفروشید


[ ]
+
یک شهری ویرانه پس از جنگ منم

صد حرف  نگفته ی دل تنگ منم

هر کس که برفت خاطره ی از خود ماند

 یک نام  حک شده  روی سنگ منم

در موج سوار مسافر طوفانم

همسایه ی یک قایق سر گردانم

گفتند ملوان دایمالاخمر است

او غرق شد من روانه  ی زندانم


[ ]
+
میلاد گل

باز یکباری دیگر

که قیام کرد زمین

و درین رستاخیز

هیچگاه  ریشه اسیر خاک نشد

در هجوم گل سرخ

پرچم سبز بدست

فاتح نور شدند

زنده شد زندگی در پیجک خشک

دست ابریشمی نیلوفر

بر تن برکه کشید

ودر آینه ی آب

زنده شد باور عشق

ابر مهمان درو وپنجره شد

من پر از بارانم

 شاید هم سبز شوم


[ ]
+
 قالی

 دستانم بدار بستم

 تار ها زندگی

 پود عشق

سر انگشتان سرخم ناسور

 قالی افریدم رنگین

 

دريغ

حالا كه زمين گرم

حالا كه فصل ها گم

حالا كه برف نيست

چتر ها ي بسته انتظار خيسي باران

 

 

 

 


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!